ابو القاسم سلطانى
185
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
ضماد در آبسهها به منظور سر باز كردن و تسكين درد آن و التيام بخشيدن به زخمها مورد مصرف سنتى دارد . مصرف آن براى مبتلايان به نقرس و بيماريهاى كليوى زيانبخش مىباشد . Code - 1439 شواصرا Chenopodium botrys L . گياهى است يك ساله ، ايستاده و گسترده ، محكم به رنگ سبز تيره ، داراى كركهاى غدهدار و چسبناك و به ارتفاع 70 - 15 سانتيمتر از خانواده Chenopodiaceae با ساقه متعدد ، ضخيم و شاخههاى زياد ايستاده و گسترده . برگ پائين ساقه بزرگتر دالبرى ، بيضوى يا پهن دراز با بريدگيهاى نامنظم و زياد و در بالاى ساقه كوچكتر و سرنيزهاى مىباشد . گل نر ماده ، كوچك ، سبز مايل به زرد ، مجتمع به صورت خوشه دراز تعداد پرچمها 5 - 1 مىباشد و در ماههاى خرداد و تير در كنار برگها يا انتهاى شاخهها ظاهر مىشود . دانه كروى و صاف است . گياه در نواحى مختلف مديترانه و قسمتهائى از آسيا از جمله در اكثر نقاط ايران رويش دارد . در ايران در خراسان ، دره اترك ، بين بجنورد و شيروان ، اراك ، بلوچستان ، اشترانكوه ، همدان ، اطراف تهران و كرج بهطور وحشى ديده مىشود . تاريخچه و موارد مصرف : گياه به لاتين Botrys ناميده شده كه واژهاى يونانى به معنى خوشه مىباشد چه مجتمع گل به صورت خوشه است . ديوسكوريد ذيل بطرس مىنويسد : گياهى است يك ساله ، علفى با شاخههاى بسيار و گسترده و خوشبو . آشاميدن آن با شراب در تنگ نفس ايستاده Orthopnea سودمند است و مردم قبدوقيا 1 * آن را امبروسيا 2 * مىنامند 3 * . ابن بيطار ذيل ماده شواصرا مىنويسد آن را مسك الجن مىنامند و آن نوعى برنجاسف است سپس به نقل از ديوسكوريد عينا آنچه را كه در كتاب دياسقوريدوس ذيل بطرس آمده به نقل از وى ذكر مىنمايد 4 * . طبيعت آن گرم و خشك است نوشيدن آن با شراب جهت " عسر النفس محتاج به انتصاب " 5 * و اماله كردن آن در سياتيك و درد مفاصل سودمند و آن مفرح و مقوى قواى بدن است و در تنكابن آن را مشك داش و در فارس مشك چوپان مىنامند 6 * . امروزه آن را بهعنوان خلطآور ، تسكيندهنده آسم و تنگ نفس و نيرودهنده مورد مصرف قرار مىدهند . در بازار تهران به نام درمنه تركى و به صورت بخور در تنگ نفس و زكام و دمكرده آن جهت دفع انگلهاى روده مصرف سنتى دارد 7 * . امروزه نيز گياه را به عربى مسك الجن مىنامند . ( 1 * ) - قبدوقيا ، قبادوقيا يا قبادقيه معرب كاپادوكيه مىباشد ناحيهاى است در بخش شرقى آسياى صغير كه در دوره ماد و هخامنشيان جزو ايالات ايران بود و در قرن سوم ميلادى استقلال پيدا كرد .